عباس اقبال آشتيانى
389
تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )
در حلقه آورده و بلطف الحيل و حسن التدبير اعلام حضرت با مكنت و سلطنت كرد تا بميامن همت چنين دو بزرگوار مستجاب الدعوة تقرب نمايد ، سلطان بدين عشوه زيارت مشايخ مزور را تجشم مىفرمايد و به زانوى خدمت با تواضعى بسيار مىنشيند و از انفاس انقاس آثار ايشان مستمد گشته صلات موفور مبذول مىفرمايد . چون بمسند جلالت و سلطنت خراميد خواجه امام از صورت مراد كشف القناع كرد و سلطان را بدين تصريح اقناع كه اين دو شخص ديروز در مرابط خيول و مزابل نشست داشتند و با صهيل و نهيق مؤانست ، راى ملكپرور شاهنشاهى چه مىفرمايد ، مجرد حلق و تزيى به زى خلق و تشيخ يكروزه در نظر خلق مغير خلق و سيرت ايشان مىتواند بود و پوشيدن جامهء ازرق كسى را از رق هواپرستى خلاص داد يا موجب كرامت و دليل سعادت گشت ، چگونه مقابل افتد با مساعى متعلمى كه سالها در كسب كمال نفس و تفنن و معارف يقينى و معالم دينى بسربرده باشد و بعقل مستفاد كه نهايت مراتب عقول است معرفت تصدر موجودات و تصور و تصديق معلومات حاصل كرده سلطان اعتراف كرد و باز بساط مجادلت نگسترد . » ( تاريخ وصاف ص 159 - 160 با اندك تصرفى ) اتابك ابو بكر چنان كه گفتيم روابط دوستانهء خود را با مغول پيوسته حفظ مىكرد چنان كه در موقع آمدن هولاگو به ايران دو بار لشكريانى باردوى او فرستاد و چون بغداد بدست هولاگو فتح شد سعد فرزند خود را به تهنيت به خدمت او روانه داشت و سعد پس از تحصيل اجازه از هولاگو عازم شيراز شد ولى در بين راه خبر مرگ پدر به او رسيد . مدت سلطنت اتابك مظفر الدين ابو بكر كه بلقب وارث ملك سليمان و سلطان البر و البحر ملقب بود سى و چهار سال و شش ماه و يازده روز است از 24 ذىالحجه سال 623 تا 5 جمادى الاولى سال 658 و او بانى ابنيهء خيريهء بسيار بوده است كه همه به ابنيهء مظفرى اشتهار داشتهاند . بعد از آنكه خبر مرگ اتابك ابو بكر در بين راه به پسرش سعد رسيد او بيمار بود سعد قبلا كسى را به شهر شيراز فرستاد تا خواجه فخر الدين ابو بكر وزير و مدبر كارهاى پدرش را كه بعلتى از او نفرت داشت بقتل برسانند . مقارن ورود قاصد سعد خبر مرگ او نيز و اصل شد و قتل خواجه فخر الدين بتأخير افتاد . وفات سعد در محال تفرش دوازده روز بعد از مرگ اتابك ابو بكر يعنى در تاريخ 17 جمادى الاولى اتفاق افتاده و او در حيات پدر نيز محترم و مربى اهل علم و ادب بوده ، شيخ سعدى از خواص اوست و تخلص خود را از نام او گرفته و ديباچهء گلستان را باسم سعد پرداخته است . « 1 » اتابك محمد بن سعد بن ابى بكر ( 658 - 660 ) - بعد از آنكه تابوت
--> ( 1 ) - سعدى خود مىگويد : على الخصوص كه ديباچهء همايونش * بنام سعد ابى بكر سعد بن زنگى است .